
حواسم خیلی جمع تر شده انگار 16 آذر نزدیک استxa0 اینروزها انصافانه نمی گذرد چند هیچ به به نفع پاییز استxa0 انصافانه نیست دلبر هم یادی از ما نمیکند خیال است دیگر نمی شود کاری کرد اگر روزی چندین بار هوایی نشود روزش شب نمی شودxa0 خیال است دیگر اگر باعث سکوت چندین ساعته می شودxa0 خیالت هست که باعث می شود برای رفتن یه مقصد اینقدر اشتباه میکندxa0 خاطرات این روزها بدجور ناجوانمردانه می گذرند از خیالمxa0 عجب هوایی شده، ابر هست، بارون هست، دل هست، منِ حبیب هم که هستم... فقط جای دلبر خالیه و دستاشxa0 16 اذ...
ادامه مطلب
سلام ...ممنون از اینکه رفقای قدیمی ...رفقایی که از جریان من و نفس این وبلاگ اطلاع داشتن. یا اطلاع هم نداشته باشن .میفهمن که همه ی شور و شوق و عشقی که تو اینجا و دلهامون جریان داشت ازبین رفته.مخصوصا از دوست بزرگ و عزیزم سمانه خانوم روانشناس محترم که با نظراتش امیدوارترم میکنه ...من نفهمیدم از کجا اومدیم و به کجا رسیدیم...ولی خوب میدونم که رشته های دلم با نفسهای اون گره خورده...هرچند که تاسف خوردن.خوب نیست .ولی تو نمیتونی جلوی هجمه های خاطرات از دست رفته ایی که هزار بار توی ذهنت .مرور کردی رو بگیر...
ادامه مطلب
xa0لحظه چشم دوخت به فنجان خالی امآرام وسرد گفت:که در طالع شما...قلبم تپید، باز عرق روی صورتم نشستگفتم بگو مسافر من میرسد ؟ و یا...با چشمهای خیره به فنجان نگاه کرد!گفتم چه شد؟ سکوت بود و تکرار لحظه هاآخر شروع کرد به تفسیر فال من...با سر اشاره کرد که نزدیکتر بیااینجا فقط دو خط موازی نشسته استیعنی دو فرد دلشده ی تا ابد جداانگار بی امان به سرم ضربه میزدندیعنی که هیچ وقت نمی آید او خدا؟؟؟گفتم درست نیست، از اول نگاه کنxa0فریاد زد:بفهم رها کرده او تو را....!!! xa0 اما من میگویم که مصرع اخرش .بفهم ن...
ادامه مطلب
تبریک عرض میکنم...هرچند که نتونستم خودم اون حلقه رو دستت کنم...ولی یقین دارم خوشبخت میشی. اگه دوسداشتی مطالب وبلاگو خودت ادامه بده...حداقل بزار بااشعارت امید بگیرم...دیگه نمیتونمxa0...
ادامه مطلب